داتکام

کمی لبخند لطفا!!!!!

داتکام

کمی لبخند لطفا!!!!!

شعر طنز دو کاج

در کنار حریم یک اتوبان

توی تهران دو کاج روئیدند

مردم البته از گرفتاری
کاج‌ها را به کُل نمی‌دیدند

روزی از روزهای پاییزی
حکم تعریض آمد از بالا
راه افتاد شخص پیمانکار

شب که بودند خلق در لالا!


یکی از کاج‌ها به ایشان گفت:
لطف خود را به بنده شامل کن
چند تا سَرو آنطرف تر هست
ما دو را جون مادرت ول کن!

گفت با طعنه مجری پرو‍ژه
کاج بی ریشه از تو بیزارم
از منابعْ طبیعی استان
بنده شخصا مجوزم دارم

سرو چون این شنید گفت: این کاج
به سبیل باباش خندیده‌ست
بنده فامیل حاجی‌ام، ضمنا
ریشه هایم پر از مونوکسید است!

مجری طرح دید اینطوری

کار تعریض جاده ممکن نیست

گشت عازم مهندس ناظر
تا ببیند که عیب کار از چیست

شهریاران شبانه با سرعت
راه تکرار بر خطر بستند
سرو و کاج و چنار را یکجا
با لودِر تکه تکه بشکستند

نظرات 1 + ارسال نظر
حوا شنبه 21 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 20:32

کاش میشد..ولی حیف که نمیشه..چی بگم والا..که هرچی بگم کم گفتم..

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد